امیرعلیامیرعلی، تا این لحظه: 13 سال و 28 روز سن داره

مسافری از بهشت

چگونه کودک خود را به مطالعه علاقه مند کنیم؟

تحقیقات نشان داده است بیشتر كسانی كه به كتاب و كتابخوانی علاقه دارند والدینی داشته‌اند كه در دوران كودكی لحظات شیرین و گرمی را در هنگام خواندن داستان‌ها برای آنها ساخته و پرداخته‌اند. توصیه‌های زیر را به كار گیرید تا كودكان خود را جذب مطالعه كنید، به طوری كه كتاب را بهترین دوست خود بدانند و از آن جدا نشوند.   زمان خاصی را به عنوان زمان خواندن داستان در نظر بگیرید : این مورد به خصوص برای كودكان نوپا بسیار مهم است. زمان قصه‌سرایی نبایدطولانی باشد، در اینجا كیفیت از همه چیز مهمتر است، اما سعی كنید آن را به صورت برنامه‌ای منظم در هر روز دنبال كنید. كتاب‌هایی را انتخاب كنید كه ...
15 مرداد 1394

نقاشی خلاقانه

در اینجا قصد دارم چند ایده جالب و کاربردی برای نقاشی پیشنهاد بدم. نقاشی با بادکنک میتونه برای کودک خیلی جالب و متفاوت باشه...   استفاده از وسایل مختلف برای رنگ آمیزی میتونه به افزایش خلاقیت کودکان کمک کنه .. از کودک بخواید با کمک یه چنگال یه بار مصرف و رنگ گواش طرح هایی رو روی کاغذ یا مقوا ایجاد کنه ...  در این آموزش ایده هایی برای نقاشی کودکان با چنگال اومده ... یه دایره روی مقوا بکشید و از کودک بخواید اون رو به شکل یه شیر در بیاره  یه تابلوی نقاشی جالب با دستای کوچولوی کودک خود درست کنید .. با چسب نواری روی بوم رو به صورت نامرتب بپوشونید و بوم رو با یه عالمه رنگ در اختیار کودکتو...
14 مرداد 1394

مادر شد...

مادر شد... از سر اجبار نبود،از سر عشق بود! درد بارداریش را می دانست! درد اشک کودکش را می دانست! مادر شد... قلب جدید برای زندگیش می خواست و رنگ جدیدی برای دلش! امید برای ادامه زندگیش می خواست! مادر شد... شب زنده داری را دوست داشت؟؟!! تب کودکش را دوست داشت؟؟!! حرفهای مردم رادوست داشت؟؟!! نه،ولی مادر شد... آزار مردم بر کودکش را دوست داشت؟؟!! تحمل وزن اضافه بر روی کمرش را دوست داشت؟؟!! بغض فرزندش را می خواست؟؟!! دل شکسته فرزندش را می خواست؟؟!! مادر شد... سیگار بر روی لب فرزندش می خواست؟؟؟؟؟ شکست عشقی کودکش را دوست داشت؟؟؟؟؟ جای سیلی معلم روی صورتش را دوست داشت؟؟؟؟ مادر شد... ماد...
11 مرداد 1394

یک روز خوب

3اردیبهشت من و شما بابایی به همراه پدرجون و مادرجون و دایی امین،دایی عماد و زندایی ماهرخ به فیروزکوه رفتیم.دو سه روزی اونجا موندیم و کلی بهمون خوش گذشت.آب و هوا خیلی عالی بود و کلی انرژی گرفتیم ...
10 مرداد 1394

اولین ملاقات امیرعلی و دریا!

  پنج شنبه 24 اردیبهشت من و شما و بابایی به همراه عمو علی و عمو علیرضا و خانواده هاشون و عمو محمد(پسرخاله بابایی) راهی شمال شدیم.عمو محمد برنامه ریزی کرده بود که به محمودآباد بریم.سفر خوبی بود،من هم که عاشق مسافرت هستم و کلی لذت بردم و شارژ شدم.شما هم چیزهای جدیدی رو تو این سفر تجربه کردی     نفس مامان شما خیلی بلال دوست داری.تو ساحل دستت رو زده بودی پشت کمرت و راه می رفتی،وقتی بلال دیدی رفتی جلو و گفتی :"آقا بلال چنده؟!" آقای فروشنده خیلی از شما خوشش اومده و گفت چون ازت خوشم اومده به قیمت پایینتر بهت بلال می دم! عزیزدلم تو این سفر برای اولین بار شن بازی رو هم تجربه کردی و به نظر می اومد ...
3 مرداد 1394

بدون عنوان

"خوشبختی" از آن کسی است  که در فضای شکرگذاری زندگی کند چه دنیا به کامش باشد،چه نباشد! چه آن زمان که می دود و نمی رسد و چه آن زمان که گامی برنداشته خود را در مقصد می بیند! خوشبختی چیزی جز آرامش نیست. لحظه هایتان آرام... 24/4/1394 چهارشنبه ...
27 تير 1394